تبلیغات
پابرهنه

پابرهنه
پابرهنگانیم و غیر از خدا كسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم برنمیداریم. امام خمینی 
قالب وبلاگ
نویسندگان
بسم الله
مطلب قبل قرار بود در ابتدای این پست قرار بگیره ولی به دلیل طولانی شدن جدا و مقدمتا آورده شد.
اول میخواستم این پاره نوشته رو یه جوری بذارم که خیلی غریبه ها نتونن بخونن ولی با دیدن یه سری کامنت ها فهمیدم که کار از کار گذشته و خیلی تفاوتی نداره!!!
در زندگی هر شخصی یه سری روزهای خاص وجود داره مثلا روز تولد و... و یه سری روزها هم هست که مهم هست مثلا روزی که دانشگاه قبول میشی یا روزهایی که میتونه برای هر کسی خاطره انگیز باشه و یا روزی که توی یه مرحله و یا شرایط جدید وارد میشی و یا مثلا 06/11
تجربیات زیادی برای من و روزهای مهم ونسبتا مهمی وجود داره که هیچ وقت از یاد نمیره ولی بعضیاش اهمیت ویژه ای داره که خیلی های دیگه شاید اون رو نداشته باشه.
فضای دانشجویی خیلی با فضاهای دیگه متفاوته اینو کسایی که جاهای مختلف کار کرده باشن میفهمن که چی میگم بعضی از جاها یه سری چیزا رو باید در  نظر داشته باشی که هیچ جای دیگه ای مهم نیست و یه شرایطی بعضی موقع ها حاکم هست که که اصلا شاید قابل تصور نباشه، برای من که اوایل خیلی سخت بود وقتی که در  یه مجموعه ای قرار بگیری که فکر کنی خیلی تفاوتی نداره ولی بعد میبینی که ای بابا آنچنان فضا متفاوته که اگر نتونی از تجربه بزرگترای اونجا استفاده کنی خیلی چیزا رو نمیتونی بفهمی اوایل بیشترین وقتی که صرف شد و گذاشتم صحبت با بزرگ خاندان و پدر بزرگ و پدر بود.
یه مدت که تو این فضا سیر کردم بند میم وصیت نامه امام توی خونم کاملا از بین رفت نمی دو نم اگه یه سری جریانات نبود چطور میشد، شاید تا حالا دوام نمی آوردم.
یکی از دوستانی که از قدیم منو میشناخت اوایل میگفت روزی میبینمت که به شدت تغییر کرده باشی ولی الان بعد از گذشت مدتها اقرار میکنه که هیچ تغییری نکردی و مثل سابق فقط یه پابرهنه هستی نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم
این رو با جرات میگم تجربیات زیادی به دست اومده که یه تعدادی از اونا رو شاید هیچ جای دیگری نمیشد به دست آورد چون جاهای دیگه رو هم امتحان کردم.
خیلی مطلب توی ذهنم آماده کرده بودم که بنویسم ولی نشد چون یه سریاشو الان که مرور میکنم میبینم که نمیشه گذاشت و یه نفر هم الان کنار دستم نشسته و داره ایراد های نوشتن منو میگیره که به شدت حواسم رو پرت کرده که منم از خیرش گذشتم.
در کل میخواستم اینو برسونم که گاهی لازمه آدم برگرده و یه نگاهی به پشت سرش بکنه و یه مدت رو کاملا توی یه دوره زمانی بررسی کنه تا بتونه با خود انتقادی باعث پیشرفت خودش بشه.

* حالا که کاملا مطلبمو ننوشتم ولی باز هم چیزی رو از دست ندادم چون تکه تکه با بعضی از دوستان مطرح کردم و تونستم نظرشون بگیرم هرچند که...
*بیاد شهد کاوه و شهید صیاد شیرازی
دیگر این خانه مرا تنگ بود            زندگی بی شهدا ننگ بود



[ جمعه 11 شهریور 1390 ] [ 16:12 ] [ پابرهنه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


قدرتها و ابرقدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خمینى یكه و تنها هم بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت ‏پرستى است ادامه می دهد و به یارى خدا در كنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه ‏هاى مغضوب دیكتاتورها، خواب راحت‏ را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانى كه به ستم و ظلم خویشتن اصرار می ‏نمایند سلب خواهد كرد.
صحیفه امام ج‏20 ص : 311

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب