تبلیغات
پابرهنه

پابرهنه
پابرهنگانیم و غیر از خدا كسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم برنمیداریم. امام خمینی 
قالب وبلاگ
نویسندگان

جلساتی برگزار شده بود ,مشکلی وجود نداشت همه چیز درست و بر طبق برنامه و روال خودش در حال انجام بود,با خیال راحت و اعتماد به خودمان که بله انجامش دادیم و ما هستیم که تواناییم!!!

سه شبانه روز مانده بود به برنامه که در عرض حدود یک ساعت خبر دادند که بلیط هواپیما کنسل شده,  سخنران نمی آید, سالن همایش برای اون روز کنسل شده, گروه های مختلف و افراد مختلف که برای اجرای برنامه دعوت شده اند نمی آیند, بسته فرهنگی حداقل تا یک هفته دیگه مواردش آماده میشه, دانشگاه همکاری نمی کنه بر خلاف قول قبلی, پذیرایی توی بازار گیرمون نیامده, پول هم که نداشتیم و دانشگاه و سازمان هم که پول نمی دادند حداقل زمان تهیه مالی یک هفته بود و ...

کسی هم از بقیه ماجرا خبر نداشت و فقط به اندازه کاری که مسئول پیگیریش بودند خبر داشتند. از همان لحظه شروع به پیگیری و هماهنگی تمامی کارها شدم.زمان میگذشت و ما هنوز در پی انجام کار بودم. یک روز مانده بود به مراسم و هیچ چیز تغییر نکرده بود. با هرجا که فکر کنی تماس گرفتم اما مثل اینکه همه دست به دست هم داده بودند که هیچ چیز آماده نشود.

شب بود, به جهت پیاده روی رفتم. نه برای اینکه مفید است به جهت تفکر(کاری که نتیجه زیادی دارد وباعث ایجاد راه حل میشود البته شرایطی دارد که باید رعایت شود) بر خلاف همیشه هیچ راه حلی پیدا نشد. از همان جا پیاده راه را کج کردم به طرف گلزار شهدا

نشستم پایین پای محمد علی و فقط بهش نگاه کردم بعد از چند دقیقه ای کوتاه فقط گفتم"مجموعه به اسم خودت هست هر کاری میخواهی بکن و به من هم ربطی نداره" و بعد تاکسی گرفتم و برگشتم و اصلا هم بهش فکر نکردم.

 فردا حدودا در عرض یک ساعت افراد مختلف تماس گرفتند که سخنران می آید و خودش هم بلیط هواپیما میگیرد, پذیرایی و بسته فرهنگی آماده هست, دانشگاه و سازمان هم پول را آماده کرده اند و همه افراد دعوتی هم می آیند و....


& مطلبی جز این برای این تارنمای دور افتاده مناسب تر ندیدم. یکی از دفعاتی هم که به مادر شهید سر زدم توی صحبت ها این ماجرا را براش تعریف کردم. بغض کرد و من اصلا باورم نمی شد.

& این روزها می خواهند مرا به جرم ندانسته هایم دار بزنند.

& کلی میگم: بعضی وقتها فکر میکنم همه(حتی خدا با اون همه عنایتی که داره) از اون بالا نگاه میکنن و می خوان ببینن کی کم میارم! یا باید اعتراف کنی یا تسلیم بشی یا سکوت کنی. الان سکوت باید کرد!!!

& به محمد علی از قول من بگویید قولی که به هم دادیم؛ شاید بعضی از وقتها فراموش کنم ولی تو قولی که داده ای فراموش نکن همچنین مرا!

* می دانی... مادر که نباشد اول از همه بابای خانه یتیم می شود!




[ جمعه 1 اردیبهشت 1391 ] [ 23:00 ] [ پابرهنه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


قدرتها و ابرقدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خمینى یكه و تنها هم بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت ‏پرستى است ادامه می دهد و به یارى خدا در كنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه ‏هاى مغضوب دیكتاتورها، خواب راحت‏ را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانى كه به ستم و ظلم خویشتن اصرار می ‏نمایند سلب خواهد كرد.
صحیفه امام ج‏20 ص : 311

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب