تبلیغات
پابرهنه

پابرهنه
پابرهنگانیم و غیر از خدا كسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم برنمیداریم. امام خمینی 
قالب وبلاگ
نویسندگان
بسم الله
مطلب قبل قرار بود در ابتدای این پست قرار بگیره ولی به دلیل طولانی شدن جدا و مقدمتا آورده شد.
اول میخواستم این پاره نوشته رو یه جوری بذارم که خیلی غریبه ها نتونن بخونن ولی با دیدن یه سری کامنت ها فهمیدم که کار از کار گذشته و خیلی تفاوتی نداره!!!
در زندگی هر شخصی یه سری روزهای خاص وجود داره مثلا روز تولد و... و یه سری روزها هم هست که مهم هست مثلا روزی که دانشگاه قبول میشی یا روزهایی که میتونه برای هر کسی خاطره انگیز باشه و یا روزی که توی یه مرحله و یا شرایط جدید وارد میشی و یا مثلا 06/11
تجربیات زیادی برای من و روزهای مهم ونسبتا مهمی وجود داره که هیچ وقت از یاد نمیره ولی بعضیاش اهمیت ویژه ای داره که خیلی های دیگه شاید اون رو نداشته باشه.
فضای دانشجویی خیلی با فضاهای دیگه متفاوته اینو کسایی که جاهای مختلف کار کرده باشن میفهمن که چی میگم بعضی از جاها یه سری چیزا رو باید در  نظر داشته باشی که هیچ جای دیگه ای مهم نیست و یه شرایطی بعضی موقع ها حاکم هست که که اصلا شاید قابل تصور نباشه، برای من که اوایل خیلی سخت بود وقتی که در  یه مجموعه ای قرار بگیری که فکر کنی خیلی تفاوتی نداره ولی بعد میبینی که ای بابا آنچنان فضا متفاوته که اگر نتونی از تجربه بزرگترای اونجا استفاده کنی خیلی چیزا رو نمیتونی بفهمی اوایل بیشترین وقتی که صرف شد و گذاشتم صحبت با بزرگ خاندان و پدر بزرگ و پدر بود.
یه مدت که تو این فضا سیر کردم بند میم وصیت نامه امام توی خونم کاملا از بین رفت نمی دو نم اگه یه سری جریانات نبود چطور میشد، شاید تا حالا دوام نمی آوردم.
یکی از دوستانی که از قدیم منو میشناخت اوایل میگفت روزی میبینمت که به شدت تغییر کرده باشی ولی الان بعد از گذشت مدتها اقرار میکنه که هیچ تغییری نکردی و مثل سابق فقط یه پابرهنه هستی نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم
این رو با جرات میگم تجربیات زیادی به دست اومده که یه تعدادی از اونا رو شاید هیچ جای دیگری نمیشد به دست آورد چون جاهای دیگه رو هم امتحان کردم.
خیلی مطلب توی ذهنم آماده کرده بودم که بنویسم ولی نشد چون یه سریاشو الان که مرور میکنم میبینم که نمیشه گذاشت و یه نفر هم الان کنار دستم نشسته و داره ایراد های نوشتن منو میگیره که به شدت حواسم رو پرت کرده که منم از خیرش گذشتم.
در کل میخواستم اینو برسونم که گاهی لازمه آدم برگرده و یه نگاهی به پشت سرش بکنه و یه مدت رو کاملا توی یه دوره زمانی بررسی کنه تا بتونه با خود انتقادی باعث پیشرفت خودش بشه.

* حالا که کاملا مطلبمو ننوشتم ولی باز هم چیزی رو از دست ندادم چون تکه تکه با بعضی از دوستان مطرح کردم و تونستم نظرشون بگیرم هرچند که...
*بیاد شهد کاوه و شهید صیاد شیرازی
دیگر این خانه مرا تنگ بود            زندگی بی شهدا ننگ بود



[ جمعه 11 شهریور 1390 ] [ 15:12 ] [ پابرهنه ]
امام(ره) یك جمله ای دارند كه فرمودند "اگر دانشگاه اصلاح شود مملكتتان اصلاح میشود." خود امام در تبیین انقلاب و زمینه سازی ظهور عنوان كردند كه ایران پله اول است و اعتقاد داشتند كه " به یارى خدا در كنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه‏ هاى مغضوب دیكتاتورها، خواب راحت‏ را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانى كه به ستم و ظلم خویشتن اصرار می نمایند سلب خواهد كرد." كه این هدف آرمانی اما تحقق پذیر امام بود كه زمینه اون رو تشكیل یك حكومت اسلامی میدانستند و در كنار اصلاح امور داخلی به فكر زمینه سازی ظهور نیز بوده اند. در اینجا یكی از مهمترین نقش ها رو جامعه دانشگاهی دارد.
اگر دانشگاه اصلاح شود مملكتتان اصلاح می شود. عمق این جمله به حدی است كه برای آن قید و یا استثنایی گفته نشده و شاید بتوان گفت امام خود این را در حد بالاتری و به نحوی با این جمله تفسیر كرده است:"دانشگاه مبدا همه تحولات است."  با یك مثال كمی در باب این موضوع توضیح گفته می شود. در اوایل انقلاب گروه های سیاسی مختلفی در عرصه جامعه حضور داشتند و هر كدام قصد حضور در عرصه قدرت را داشتند كه یكی از جاهایی كه بر این فضا تاثیر گزار بود و هست دانشگاه ها بود و سعی بر این داشتند كه در مناظراتی كه در دانشگاه های مطرح، برگزار میشد حضور داشته باشند به این دلیل بود كه هر گروهی كه در فضای دانشجویی موفق به توجیه افكار عمومی می شد مستقیما تاثیر اون رو در فضای جامعه می دیدند. این فضا هیچ وقت خاصیت خود را از دست نمی دهند زیرا در حوادث پس از فتنه شاهد سو استفاده جریان فتنه از این فضا بوده ایم. با توجه به مثالی كه گفته شد تاثیر و عمق سخن امام خمینی و همچنین كار در فضای دانشجویی به وضوح مشخص میشود.
امام خامنه ای تاكیدات فراوانی در زمینه كار در فضای دانشجویی ، اهمیت این فضا و همچنین زمینه ای جهت پیشبرد اهداف انقلاب و نزدیك شدن به ظهور و حضور حضرت حجت(عج) داشتند و دارند.شاید این اهمیت را زمانی بهتر میتوان درك كرد كه جلساتی تخصصی با دانشجویان در هر سال دارند و توصیه اكید دارند كه صحبت و ابراز نظر دانشجویان از هر طیفی مطرح شود و یا بهتر بتوان گفت نقد ها و درد دل ها و دغدغه های آنها را بشنوند و حتی فراتر از این، نكته برداری كرده و خود را ملزم به پاسخگویی و یا ارائه توضیحاتی در همان جلسه داشته باشند كه گاهی از اشتباهات احتمالی آنها جلوگیری كرده گاهی توضیحی جهت مشخص شدن موضوع و گاهی هم همراهی با نظرات بوده است ؛ اما با این حال آقا در بزرگ ترین فتنه ای كه پشت سر گذاشتیم تعبیر زیر را به كار بردند و ایشان نیز در زمینه های مختلف به تبیین آن نیز پر داختند:
"دانشجویان افسران جوان جبهه مبارزه با جنگ نرم هستند.در این جنگ نرم، شما جوانهاى دانشجو، افسران جوان این جبهه‌‌‌‌‌‌‌‌‌اید. نگفتیم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است كه به او بگویند پیش، برود جلو؛ عقب بیا، بیاید عقب. یعنى سرباز هیچگونه از خودش تصمیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرى و اراده ندارد و باید هر چه فرمانده میگوید، عمل كند. نگفتیم هم فرماندهانِ طراح قرارگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و یگانهاى بزرگ، چون آنها طراحى‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى كلان را میكنند. افسر جوان تو صحنه است؛ هم به دستور عمل میكند، هم صحنه را درست مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینید؛ با جسم خود و جان خود صحنه را مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌آزماید. لذا اینها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش این است. حقیقتاً افسران جوان، فكر هم دارند، عمل هم دارند، تو صحنه هم حضور دارند، اوضاع را هم مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینند، در چهارچوب هم كار میكنند."
لذا اهمیت كار در فضای دانشجویی با این موضوعات بیشتر درك میشود كه افراد مذهبی باید به وظیفه انقلابی خود عمل كنند.

* این مطلب قرار بود مقدمه  یك مطلب كه در چند روز آینده گذاشته میشود، قرار بگیرد اما به دلیل طولانی شدن جدا آورده شده است.
* برای طولانی تر نشدن این مطلب خیلی از مثال ها و صحبت ها آورده نشده است و یا به صورت خیلی تیتر وار آورده شده است.ان شا الله در فرصتی مناسب كه وقت باشد تكمیل خواهد شد.



دنبالک ها: نقش دانشجویان در تحولات منطقه، نقش دانشجویان در تحولات سیاسی اجتماعی از دید امام، سیر تحول جریان های چپ مارکسیستی دانشجویی، وظایف دانشجویان از نگاه امام خمینی(ره)،
[ چهارشنبه 9 شهریور 1390 ] [ 19:00 ] [ پابرهنه ]
اقبال سید بن طاووس در خصوص وداع با ماه رمضان، گفت: ماه مبارک رمضان، ماه بستری بیماران روانی، و شب عید فطر شب ارزیابی آنان از لحاظ تندرستی است، بنابراین هر شخصی باید در این شب میزان تغییرات روحی و معنوی خود را بسنجد .

امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در یكى از اعیاد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده ‏اند:

 اى مردم! این روز شما روزى است كه نیكوكاران در آن پاداش مى‏گیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مایوس و ناامید می‏گردند و این شباهتى زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برین، اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود این است كه فرشته‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گوید:

 هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید. 

عارف وارسته ملكى تبریزى درباره عید فطر آورده است:  عید فطر روزى است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها بر گزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان كرم او بنشینند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند ونیز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نیازى به او آرند، بر آوره و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشایش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نیز نمى‏برند.





[ چهارشنبه 9 شهریور 1390 ] [ 10:30 ] [ پابرهنه ]
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



[ پنجشنبه 20 مرداد 1390 ] [ 16:20 ] [ پابرهنه ]
أللّهم إن لَم تَکُن غَفَرتَ لَنا فیما مضا مِن شَعبانَ فاغفِرلَنا فیما بَقِیَ مِنهُ

خدایا اگر در آنچه از ماه شعبان گذشته مشمول غفرانت نگردیده ام در باقیمانده ی از آن غفرانت را نصیبم گردان



[ یکشنبه 2 مرداد 1390 ] [ 06:38 ] [ پابرهنه ]
بسم الله الرحمن الرحیم
حاشیه هایی مهم تر از متن كه تاریخ انقضا آن گذشته است مدتی كه اصلا وقت نداری بنویسی وقتی هم مینویسی یكم طولانی میشه اینو بگم گروه های مختلفی به اینجا سر میزنن.بچه های بالا،پایین و... شرح حال خودم از همه جا هست.

1. وقتی كه قراره یه درس بزرگ بگیری و همیشه بیاد داشته باشی، مشیه اینكه با تمام وجود دو فراز زیر رو درك كنی

وَ اُفَوِّضُ اَمری اِلیَ الله .اِنَّ الله بَصیر بِالِعباد.

وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ.

برنامه ریزی میكنی،كارها رو روی برنامه و مطمئن انجام میدی، ولی میبینی كه نتیجه ای كه میده برخلاف كارهای انجام شده است یعنی وقتی دو دو تا چهارتا كه میكنی میبینی اصلا نتیجه با اقدامات همخوانی ندارد اینجا هست كه ناخود آگاه بعد از یك ساعت پیاده روی وفكر در دل شب، به هیچ نتیجه خاصی نمیرسی جز همین فراز های پر معنا.
البته این نكته رو بگم زمانی به این نتیجه باید رسید كه در انجام درست كارهایی كه باید بكنیم كوتاهی نكرده باشیم حال این میتونه در كارهای شخصی باشه یا كارهای... مثلا اردو جهادی یا هر چیز دیگه ای.

2. حضرت ابراهیم به خدا گفت(برای زنده شدن مردگان در روز قیامت) من ایمان دارم ولی میخواهم مطمئن شوم و خدا گفت پرنده هایی را بكش ...  والخ  /   یه چیزایی رو ایمان داریم ولی شاید اطمینان قلبی به صورت كامل نباشه. هر چند روز یك بار كه كل اتفاقات شخصی و غیر شخصیمو سعی میكنم مرور كنم (تا اشتباهات احتمالی رو پاك كنم و یا جاده خاكی نرفته باشم و بهتر ادامه بدم) با كنار هم گذاشتن تكه های پازل، به تاثیر دعای مادر پی بردم(بخوانید مطمئن شدم) و سعی كردم برای یه كار دیگر امتحان كنم؛ نتیجه اش شد نتیجه داستان حضرت ابراهیم(این را برای روز مادر نوشتم هر چند كه دیر شده ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است.)

3. بنا به اولویت وظیفه باید قول داد. تا وقتی كه دانشگاه باز هست و فشار كار نسبت به اولویتی كه در جنگ نرم داره هست سعی میكنم جایی قول ندم هر چند كه هر وقت افراد مختلف رو میبینی باید كلی جواب پس بدی كه بعد از تعطیلی دانشگاه هستیم البته با شرایط مقتضی؛ حالا اونا هم یك ساعت با هر حالتی(مهربان،عصبانی،اخم،برخورد فیزیكی و...) برات صحبت میكنن كه وظیفه این است و آن نیست. حالا هم كه قرار شده باشیم ؛ هیج جا نباید باشم. امتحان الهی كه میگن همینه حتی تا حدی كه جواب یه اس ام اس ساده هم نمیشه داد چه برسه به...  ولی همیشه راهی برای فرار هست!!!

4. قبلا: تنها چیزی كه یه نفر رو میتونه داغون كنه ضربه فیزیكی هست(دعوا).  الان: فكر دائم هم اثری بدتر از این داره...
چند روزه كه دارم بررسی میكنم ببینم چگونه میشود مانند عشایر زندگی كرد!!! یعنی هیچ تعلقی به مادیات نداشته باشی یا تعلقاتت كمتر باشه. تعلقاتی مثل ساختمون، زمین، و ... و یه سری از چیزا هم كنار بذاری مثل راحت طلبی و ...

5.
 - سلام
+ سلام فلانی
- ماشین میاد دنبالت هر جا كه باشی و بعد میرسونیمت
+  باشه فلان ساعت بیا
با كمال احترام سوار میشی و یكی از افراد میاد(البته قرار بود فرمانده بیاد دنبالم ولی معاونش رو فرستاد)، برات كولر روشن میكنن. به مكانی ناشناخته میرسی نسبت به احترامی كه برات دارن گوشیت رو نمیگیرن ولی خودم هم چون رسمشون رو میدونستم موارد مورد نیاز را  رعایت كردم بالاخره بعد از چهار ساعت كه براشون صحبت كردی و چیزایی رو یاد دادی و چیزایی رو یاد گرفتی(با كمی اغراق) برمیگردی. این است زمانی كه بهت احتیاج دارن.

6. استاد گرامی درسته كه از روی IP شناختمت ولی به كسی نگفتم، و پیش خودمون هم میمونه اشكالی نداره اگه الان اون تذكری رو هم كه مجبور شدم بهت بدم رو رعایت نكنی اشكالی نداره و حتما ادامه بده. نمی خواستم اصلا بفهمی كه فهمیدم ولی دیگه نشد.

7. از بركات دولت الكترونیك ارائه خط اینترنت برای مقتولین هست. البته خودكشی ذنب لا یغفر  است!!!

8. معمولا(حداقل) سالی 3 بار پابوس امام رضا میرم  كه حداقل دوبارش تو تابستونه. هر بار هم یه جور توفیق داری(مسئول كاروان،مسئول اتوبوس،مسئول فرهنگی،مسول تداركات،مسئول خرید،فلان - كه از همش بهتره،مسئول مالی،مسئول شستن ظرفها،سخنران و...) اما امسال وضعیت متفاوته، امسال حداقل چهار بار در تابستان بهم پیشنهاد شد كه دوتاش رایگان هست. ولی همه رو رد كردم و قصد رفتن ندارم چون یاد گرفتم اگر كسی با تصمیمی یك عده رو دچار محدودیت میكنه خودشم باید تو اون محدودیت قرار بگیره هر چند كه...  اگه توفیق بشه بعدا ولی تابستان اصلا قصد ندارم برم.

9. یكی از چیزهایی كه ناراحت میشم اینه كه ببینم یا بفهمم یكی داره رفیقم رو یه جورایی اذیت میكنه حالا فرق نمیكنه چه جوری باشه. رفیق بدون اگه امكانش بود یه كاری برات میكردم مثل اون موقعی كه فكر كردم كه چیكار كنی كه... و حساب كار بیاد دستش و تو كف بمونه البته اگر گذاشته بودی تمركز كنم بهتر هم میشد.

10. مدتی است كه فقط نیاز به شنیدن موعظه است.



[ شنبه 25 تیر 1390 ] [ 06:00 ] [ پابرهنه ]



[ جمعه 3 تیر 1390 ] [ 05:46 ] [ پابرهنه ]
محمد‌ علی، این روزها خیلی به یادت هستم، یعنی در واقع به یادم میایی، نمیدانم چرا ولی آنقدر میدانم ...
هرکس که نداند ولی هنوز یادم هست که پارسال چه کردی.
وقتی که مادرت برای من صحبت میکرد یعنی درواقع مرا نصحیت میکرد همه اش به یاد تو بودم.
میدانی همه اتاق با آن میز بی وفایش فقط عکس زیر شیشه و آن نگاه عاقل اندر سفیحت، انرژی میدهد، این است دلیل مرتب کردن دائمی میز.
زمانی که دیروز از تو گفت یک جمله بیش نگفت اما جمله ای گفت که نبودنت احساس شد ولی بودنت بیشتر...
هنوز که یادت نرفته است؟
راستی تو که از من زنده تری، به یاد من هم هستی؟



[ دوشنبه 16 خرداد 1390 ] [ 04:23 ] [ پابرهنه ]
به نام خدا
بدون مقدمه(در خانه اگر کس هست یک حرف بس است)
اطاعت از ولی فقیه واجب است.وقتی سوال شد که چرا رهبری ورود نمیکند، آقا یه جایی فرمودند شما برخورد با مفاسد را به یک مطالبه عمومی تبدیل کنید.(نقل به مظمون)
وقتی حکم سکوت به مسئله ای داده میشود باید سکوت کرد و دم نزد اما نباید فکر خود را کاملا بست و در سکوت فکری و تحلیلی به سر برد. اگر در سکوت فکری و تحیلی به سر ببریم میشود زمانی که باید تحلیل داشت و فریاد زد اما اون وقت تازه میرویم سراغ اتاق فکر ها .  این تحلیل را باید برای دوستان و جمع های خصوصی مطرح کرد که افراد در بی اطلاعی به سر نبرند آقا مکررا از قشر دانشجو خواسته که مسائل را در اتاق فکر ها و جمع های سالم دانشجویی مطرح کنید. تا ان شا الله در زمان اقدام و اظهار نظر بتوانیم به نحوی شایسته عمل کنیم.در مسئله اصلی و فرعی همین مسئله مد نظر است و نباید فضای عمومی جامعه را درگیر کرد.
زمانی یک نفر از منطقه خراسان خدمت امام صادق (ع) میرسند و سوالی را میپرسه امام در پاسخ می فرمایند: مگر نماینده بنده در منطقه شما نبود که از او سوال کنید. در این زمان هم دو مسئله را باید مد نظر داشت اول اینکه در خیلی از مواضع آقا نمی توانند به اصطلاح سر و پا برهنه وارد قضیه ها بشوند، شان رهبری نیست. دوم آقا در استان ما نماینده دارند و ما باید حرکت و عمل نماینده آقا را ملاک قرار دهیم و حرف او باید برای همه فصل الخطاب باشد چه مسئول، چه کارمند، چه دانشجو و همه مردم فارس. تا زمانی که آقای ایمانی که در تریبون نماز جمعه(هر چند که توصیه های خاص ایشان را در جمع غیر عمومی هم باید در نظر داشت اما ما تریبون عمومی را فعلا ملاک قرار میدهیم) حرف از همدلی و وحدت میزدند و حرف از فضای کار؛ تکلیف ما در استان مشخص بود اما حال زمانی که فریاد میزنند و مطلبی را عنوان میکنند دیگر تکلیف همه مشخص است ولی در این بین هم باید بصیرت لازم را به خرج داد.
مشکل این است که نماینده حضرت آقا برای ما در فارس حجت نیست. شاید هنوز این بصیرت برایمان حاصل نشده است(هیچ زمان مدعی بصیرت نبوده ایم و نیستیم)
هیچ فرد و مسئولی برای ما فی نفسه محلی از اعراب ندارد حتی اگر ارزشی هم باشد مانند سپاه و ... و افراد به میزان پیروی از ولایت مطلقه فقیه برای ما دارای ارزش هستند.
سایه مقام معظم رهبری مستدام باد.



[ یکشنبه 8 خرداد 1390 ] [ 16:58 ] [ پابرهنه ]

وقتی میرم اصلاح، روی صندلی که میشینم با وجود آینه هایی(مرآت) که هست همه جا رو میشه دید جلو ،پشت، بغل و ... اون موقع هست که هر چیزی رو که فرم موهات رو خراب کرده که خودت هم خبر نداری میبینی و میتونی اصلاحش کنی. یکی از جاهایی هست که هر وقت هم میرم برام جذابه چون مشکلی که هست به همون اندازه و شفاف و بدون تعارف نشونت میده و ملاحضه هیچ چیزی هم نمیکنه که من کی هستم و چی هستم و باعث درک صحیح و اصلاح میشه و همیشه منو یاد این حدیث ها میندازه:

رسول خدا (ص) :

1. مومن آینه مومن است ، مومن برادر مومن است از پشت سر مراقب اوست. (نهج الفصاحه ، حدیث 3102)

2. هر یك از شما آینه برادر خویش است،وقتی عیبی در او دید باید بزداید. (نهج الفصاحه ، حدیث 580)

3. مسلمان آینه مسلمان است وقتی چیزی در او دید بگیرد. (نهج الفصاحه ، حدیث 3111)


*  یکی از بهترین جلساتم را دیروز توی یه جمع صمیمی داشتم. توی جلسه فکر کردم که جلوی آینه هستم.
* با این همه گناه و آلودگی، وقتی که همچین جلسه ای پیش میاد میفهمی که خدا چقدر دوستت داره و چه دوستان آیینه صفتی دارم./ مدتی بود داشتم طرحی رو برای کار تشکیلاتی بررسی میکردم ولی هرچه فکر میکردم ایرادی داشت و راه حل پیدا نمیکردم(هنوز هم خیلی ناقص هست) ولی بین صحبت ها مقداری حل شد. هر چند که خودشون هم نفهمیدن.
* می خواستم مطلبی در مورد فاطمیه بنویسم ولی دیدم شان حضرت خیلی خیلی بالاتر از اینه که بخوام با دید و قلم ناقص خودم چیزی بنویسم.




[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 11:16 ] [ پابرهنه ]
خدایا خوب میدانی هر جا که کم آورده ایم پای نفس وسط بوده و هرجا که نیامده ایم هوس
تو خود میدانی که جبهه ای که به آن ماموریم سخت و راه سنگلاخ
مددی رسان که یاران خسته اند و دلها پر درد و اعدا پر طمع
یا عزیز من لا عزیز له، یا حبیب من لا حبیب له، یا ناصر من لا ناصر له...
الهی بر ما ببخش و ما را یاری بفرما که خوب یاری دهنده ای
به وعده ات ایمان و به سخن مرادمان پایبند: "پابرهنگانیم و غیر از خدا كسى را نداریم و اگر هزار بار قطعه‌قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم برنمى‌داریم."   و به خود گرفتیم وقتی که گفت: " اگر خمینى یكه و تنها هم بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت‏ پرستى است ادامه می‏دهد."
با سخن امام خامنه ای جان بکف
ان شاالله


* یک سینه حرف، مشت میزند بر دهان من



[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 ] [ 12:54 ] [ پابرهنه ]
هر شب برنامه ای و صفایی!!!
وقتی توی جمعشون باشی نمیفهمی کجایی، همین که فاصله بگیری میفهمی با اون همه نقد از درون که میکردیم و داد میزدیم اما یکی از بهترین جاهایی است که هیج جمعی به پاش نمیرسه حتی دانشجویی. (بچه های مسجد (بسیج محلات رو میگم) با اینکه خیلی کمتر هستم ولی دلم با شماست.)
یادش بخیر مشهد که میرفتیم دیگه خواب وجود نداشت چند تا کار بیشتر نداشتیم: آشپزی، زیارت، اذیت، هیئت
با اینکه تقسیم کار شده بود ولی هر کس میدید کاری رو زمین مونده انجام میداد.اخلاص حرف اول میزد.با اینکه تو کارا سرک میکشیدیم ولی گوش به حرف بودیم. شب ها بعد از نماز و زیارت اول یه هیئت مفصل بعد یه شام مفصل، تا سه ساعت مونده به اذان صبح که میرفتیم زیارت، یه کار بیشتر نداشتیم(شیطنت) که سعی میکردیم اونو با تمام توان انجام بدیم.
جای هیئت تو راهیان امسال خالی بود.

* اکثرا به بچه های مسجد نقد میکنن،بعضی ها هم اونا رو تکفیر میکنن(با اغراق) ولی انصاف اینه که از خوبی اونا هم بگیم.
* نکات مثبت اونا اگه هر جایی باشه...



[ یکشنبه 28 فروردین 1390 ] [ 23:00 ] [ پابرهنه ]
شما میگوئید كه ما شعار عدالت میدهیم؛ دانشجو را میگیرند ٬ اما آن كسى را كه به عدالت صدمه زده ٬ نمیگیرند. قوه ى قضائیه چنین ٬ یا دستگاه مسئول چنان. خوب ٬ اینجا شما باید زرنگى كنید؛ یك لحظه از درخواست و مطالبه ى عدالت كوتاهى نكنید؛ این شان شماست. جوان و دانشجو و مومن شانش همین است كه عدالت را بخواهد. پشتوانه ى این فكر هم با همه ى وجود ٬ خودم هستم و امروز بحمدلله نظام هست. البته تخلفاتى هم ممكن است انجام بگیرد؛ شما زرنگى تان این باشد: گفتمان عدالت خواهى را فریاد كنید؛ اما انتقاد شخصى و مصداق سازى نكنید. وقتى شما روى یك مصداق تكیه میكنید ٬ اولا احتمال دارد اشتباه كرده باشید؛ من مى بینم دیگر. من مواردى را مشاهده میكنم - نه در دانشگاه ٬ در گروه هاى اجتماعى گوناگون - كه روى یك مصداق خاصى تكیه میكنند؛ یا به عنوان فساد ٬ یا به عنوان كجروى سیاسى ٬ یا به عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلا اتفاقا از جریان اطلاع دارم و مى بینم اینجورى نیست و آن كسى كه این حرف را زده ٬ از قضیه اطلاع نداشته است. بنابراین وقتى شما روى شخص و مصداق تكیه میكنید ٬ هم احتمال اشتباه هست ٬ هم وسیله ى به دست میدهید براى اینكه آن زرنگ قانوندان قانون شكن - كه من گفته ام قانوندانهاى قانون شكن خطرناكند - بتواند علیه شما استفاده كند. شما از دادستان چه گله اى میتوانید بكنید؟ اگر یك نفرى به عنوان مفترى یك شخصى را معرفى كند و بگوید آقا او این افترا را به من زده. خوب ٬ شان آن قاضى این نیست كه برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افترا گفته شده باشد ٬ زده شده باشد ٬ ماده ى قانونى آن قاضى را ملزم به انجام یك كارى میكند؛ لذا نمیتوانیم از او گله كنیم. شما زرنگى كنید ٬ شما اسم نیاورید ٬ شما روى مصداق تكیه نكنید؛ شما پرچم را بلند كنید. وقتى پرچم را بلند كردید ٬ آن كسى كه مجرى است ٬ آن كسى كه در محیط اجرا میخواهد كار انجام دهد ٬ همه حساب كار خودشان را میكنند. آن كسى هم كه فریاد مربوط به محتواى این پرچم را بلند كرده ٬ احساس دلگرمى میكند و كار پیش خواهد رفت. بنابراین به نظر من مشكلى در كار شما نیست؛ شما جوانهاى مومنى هستید كه انتظار هم از شما همین است. هر شعار خوبى كه داده میشود ٬ بعد از اتكال به خداى بزرگ كه همه ى دلها و زبانها و اراده ها دست اوست ٬ تكیه به شما جوانهاست ٬ امید به شما جوانهاست؛ این را
بدانید. بالاخره همشهرى شما كه از او شعر هم خواندید ٬ میگوید:
وفا كنیم و ملامت كشیم و خوش باشیم
كه در طریقت ما كافرى است رنجیدن

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههاى شیراز




[ جمعه 26 فروردین 1390 ] [ 23:00 ] [ پابرهنه ]




[ دوشنبه 8 فروردین 1390 ] [ 11:59 ] [ پابرهنه ]
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



[ شنبه 6 فروردین 1390 ] [ 14:00 ] [ پابرهنه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 9 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...

درباره وبلاگ


قدرتها و ابرقدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خمینى یكه و تنها هم بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت ‏پرستى است ادامه می دهد و به یارى خدا در كنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه ‏هاى مغضوب دیكتاتورها، خواب راحت‏ را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانى كه به ستم و ظلم خویشتن اصرار می ‏نمایند سلب خواهد كرد.
صحیفه امام ج‏20 ص : 311

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب