شما یادتون نمیاد زمانی كه...
شما یادتون نمیاد زمانی كه برای بچه هایی كه ثبت نام راهیان نور رو انجام میدادند باید میرفتیم از بیرون دانشگاه غذا میگرفتیم و همیشه یه نفر رو مسئول خرید نهار میكردیم
شما یادتون نمیاد زمانی كه برای گرفتن پول سرانه و كمك هزینه دانشگاه برای سفر، باید از هفت خان رستم میگذشتیم بعد هم به مشكل بر میخوردیم
شما یادتون نمیاد زمانی كه برای تبلیغات راهیان نور از داربست بالا میرفتیم تا بنر نسب كنیم و بعضی وقتها كه بارون میومد خیس میشدیم و جالب تر اینكه یكی دو روز بعد میدیدیم كه باد بنرو پاره كرده و دوباره روز از نو
شما یادتون نمیاد زمانی كه با اتوبوس های بنز (قدیمی) میرفتیم سفر كه انصافا خیلی حال میداد
شما یادتون نمیاد زمانی كه كامپیوتر برای ثبت نام نداشتیم و بعد هم كه بهمون دادن یكی بود و به قولی با نفت كار میكرد؛ باید صبح زود میومدی روشنش میكردی تا وقتی میان برای ثبت نام بشه باهاش كار كرد
شما یادتون نمیاد زمانی كه ساختمون شوفاژ نداشت و سالن خیلی سرد بود و از بخاری برقی استفاده میكردیم
شما یادتون نمیاد زمانی كه تو وسایل سفر حتما باید كلمن-كتری-دبه بیست لیتری آب و... باشه
شما خیلی چیزا رو یادتون نمیاد ولی امسال هم باید یادتون بیاد كه اوج اخلاص افراد رو اینجا میدیدیم




